بابا طاهر... اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ به تخت ار پادشاهی عاقبت هیچ گرت ملک سلیمان در نگین است در آخر خاک راهی عاقبت هیچ ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز پولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد یکی درد و یکی درمون پسندد یکی وصل و یکی هجرون پسندد مو از درد و درمونو وص و هجرون پسندم آنچه را جانون پسندد
برچسب:
نویسنده: مهتاب مرادی
تاريخ: چهارشنبه
28 مرداد
1405 ساعت: 18:44